خرید بک لینک

درباره سایت

31/

آخرین مطالب

امکانات وب

رفته بودم انقلاب چندتا کتاب برای دانشگوهـ بگیرم که چشمم خورد به یه دست فروش . یه آقای میان سالِ خوش رو . یه نگاهـ به کتاباش انداختم دیدم ای وایِ من ، این همون کتابیه که چند وقتی میخواستم بگیرمش ! "چهار اثر فلورانس" . شنیدهـ بودم کتاب معروفیه ولی تا ب

برچسب: نویسنده: میلاد فلاح تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 21:16

" یه روزی پر از حرف بودم . دلم میخواست هرچی توی دلم هست بگم ولی نمیتونستم . یه کاغذ سفید گذاشتم جلوم هی کشیدم ، کشیدم ، کشیدم ... یهو به خودم اومدم دیدم شدهـ این (اشارهـ به یه نقاشی) . با خودم گفتم اَاَاَ من چقدر حرف داشتم :) . تو هم تا حالا اینطوری شدی؟ ... در جواب این سوال فقط لبخند زد :) " . به طور اتفاقی این دیالوگ از فیلم "نقش نگار" بدجور بهم چسبید .

برچسب: نویسنده: میلاد فلاح تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 21:16

با صدای مزخرفِ آلارم گوشی یک چشمشو به زور باز کرد . صدا را خفه کرد و چشماشو بست . توی دلش به زمین و زمان فوش میداد که چرا هر روز صبح زود باید بیدار بشه . با چشم بسته و اخم غلیظ و سر و وضع به هم ریخته اتاقشو به مقصد wc ترک کرد . زیر لب همچنان بد و بیر

برچسب: نویسنده: میلاد فلاح تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 21:16

گلوی من ، حامله ی یک جنین بیش از ۹ ماهه ست ، به نام "جیغ" . بچه تر که بودم بارها تمرین میکردم که مثل چندتا از همکلاسی هام جیغ بنفش بکشم ، اما جز یه صدای عجیب که بیشتر شبیه داد زدن بود چیز دیگه ای شنیدهـ نمی شد . بعدتر ها فهمیدم که اتفاقا بلدم جیغ بکش

برچسب: نویسنده: میلاد فلاح تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 21:16

چند وقتی هست که دانشگوهـ شروع شدهـ . ترم خوبی نیس ! هم درسا مزخرف شدهـ و هم مثل مدرسه هر روز هفت صبح کلاس دارم ! (هرچند همش در حال پیچوندنم D: ) ولی دارهـ میگذرهـ مثل اون دوازدهـ سال مدرسه ! یا مثل چندین ترمِ گذشته :) . راستش وقتی به این گذر زمان

برچسب: نویسنده: میلاد فلاح تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 21:16

دست از طراحی میکشم و میرم قرص بخورم بلکه این سر درد لعنتی خوب شه . هرچی میگردم پیدا نمیکنم ، عصبی تر برمیگردم توی اتاقو یه چادر میپیچم دور سرم و محکم گرهـ میزنم . هرچی به شنبه نزدیک میشیم حالم بدتر میشه . میخوام آهنگ گوش کنم ولی وقتی یاد سر دردم میوفتم بیخیال میشم . میرم سراغ طراحیم ، این بهتر از فکر کردن به شنبه س . باید قوی تر از این باشم . روزای سخت تری میاد که باید پشت سر بذاریم .

برچسب: نویسنده: میلاد فلاح تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 21:16

بعد از پنج و نیم روز تنهایی و مجردانه زندگی کردن ، خانوادهـ اومدن . خونه بوی گوهـِ میگو و ماهی گرفته بس که آوردن :/ امروز به معنای واقعی از دنیای مجازی چیزم گرفت :| ملت انقد هَوَل آخه ؟ دوتا تیم شخمی بازی دارهـ دیگه چرا مارو جر میدید با پست و استوری

برچسب: نویسنده: میلاد فلاح تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 21:16

به طرز عجیبی دلم شادهـ ! اگه تا فردا این شادیِ ناخواندهـ پیش دلم بمونه نمیذارم احدی فردامو خراب کنه _|_ . احتمالا فردا دوبارهـ خانوادهـ میرن قم و باز من میمونم و خودم D: . دیگه به این تنها بودنا عادت کردم و میشه گفت دوسش دارم . از یه نفر به شدت متنفرم ولی نمیدونم چرا انقد باهاش خوبم :| یکی نیس بگه پَلَشت ، طرف هزار رنگ بود توی زندگیت حالا که با رنگ جدید ظاهر شدهـ دیگه چرا؟ . البته پلشت خودشه و هفت جد و آبادش :| . سرتیتر خبرهای امروزم که هانیه توسلی و گربه شه . مِلت هم که دیگه ماییدن ...

برچسب: نویسنده: میلاد فلاح تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 21:16

واقعا نمیفهمم مردم چجوری میتونن پی اماشونو دیر سین کنن :| من هزاران هزار بار با خودم عهد بستم که مثلا فلانی پی ام داد حق نداری تا بیس و سه مین سین کنی ، ساعت ها میشینم امر و نهی میکنم به خودم ولی تا طرف پی ام میدهـ مثل بختک توی صفحه چتشم و در حال تایپ :| . والا من اگه انقد صبر و حوصله داشتم کنکورمو دَهـ بیس سی چِل نمیکردم :| . بعد حالا مثلا مگه طرف چه خری هس که من انقد وقت بذارم براش و کلی دودوتا چهارتا کنم واسه تایمِ جواب دادن و سین کردنش ! جمع کنید این بازیِ کثیف رو :|

برچسب: نویسنده: میلاد فلاح تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 21:16

صفحه بندی